تبليغاتX
باغ مخفی

باغ مخفی

بارانی باید تا سرود دلتنگی پاک شود آی باران........

گزارش جلسه نهم کلاس جامعه شناسی هنرها و ادبیات

خلاصه کنفرانس فصل اول کتاب نظریه های جامعه شناسی هنر و ادبیات تالیف دکتر اعظم راود راد

در بررسی هنر دو دیدگاه وجود دارد : 1- بررسی هنر به شیوه توصیفی 2- بررسی هنر به شیوه علی

بررسی هنر به شیوه توصیفی : افرادی مانند وبر معتقدند : جامعه شناس نباید به محتوای اثر هنری بپردازد چرا که این امر زمینه قضاوت ارزشی را فراهم می کند . موضوع جامعه شناسی هنر به شیوه توصیفی ،مسائلی از جمله مطالعه هنرمندان به عنوان یک گروه اجتماعی است مثلا اینکه هنرمندان از لحاظ وابستگی های سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و ارزشی و تحصیلات چه ویژگی هایی دارند ؟ در این حالت جامعه شناس به مطالعه توصیفی پرداخته است زیرا با محتوا و درون مایه اثر هنری کاری ندارد بلکه با خالق اثر هنری سرو کار دارد . شیوه توصیفی صرفا به مطالعه هنر مندان به عنوان یک گروه اجتماعی نمی پردازد بلکه نهادهای مولد هنر ،مخاطبان هنر و.. را نیز مطالعه می کند . در شیوه توصیفی یک نوع نگاه پوزیتیویستی نیز حاکم است یعنی نگاههایی که در صدد است با تبیین های کمی ، آماری ، عینی و تحصلی به توصیف وضعیت هنر در یک موقعیت زمانی و مکانی معین بپردازد . این نوع مطالعات در فاصله سالهای 1970-1940توسعه پیدا کرد و د رفرانسه بخصوص مورد توجه روبرت اسکا رپیت قرار گرفت.

بررسی هنر به شیوه علی : در بررسی هنر به شیوه علی جامعه شناس باید به تبیین شرایط شکل گیری و تولید اثر هنری ،خاستگاه اجتماعی یا علیت اجتماعی اثر هنری بپردازد .در این شیوه از بررسی به این امر پرداخته می شود که جامعه ، اقتصاد ، مذهب ، ویژگی های فرهنگی ،توسعه یافتگی یا نیافتگی ، ساختار قدرت ، نظام سیاسی ، جهان بینی های مختلف چه تاثیری در پیدایش و گسترش گونه های خاص هنری به جای می گذارند؟مثلا چه اتفاقی می افتد که در یک دوره ای ، گونه ها و سبک های ادبی از بین می روند و سبک های ادبی جدیدی جایگزین آن می شوند ؟ بنابراین لازمه بررسی هنر به شیوه علی ، بدست آوردن توصیفی از وضعیت موجود در حوزه هنر است تا از این طریق بپرسیم که چرا تغییر بوجود آمده و این تغییر چگونه تحت تاثیر عوامل اجتماعی بوده است ؟ حال برای توضیح عوامل اجتماعی یک مورد خاص مثل فمنیست را مطالعه می کنیم . فمنیست ها در نقد فمنیستی که بر اثر هنری دارند معتقدند: که یکی از عوامل اصلی تاثیر گذار بر پیدایش و تحول سبک های هنر ی و ادبی عامل جنسیت و غلبه و سلطه ارزش ها و فرهنگ مرد سالار است . رمان مذکر ، شعرمذکر ، نقاشی مذکرو... اینها در واقع پاره ای از فرهنگ استیلای مرد سالار در تاریخ بشر بوده است . بنابراین زمانی که به نقد پیدایش یک رمان می پردازند مسئله چالش های جنسیتی را عامل موثر می دانند. جانت ولف در کتاب توزیع اجتماعی هنر به طور مفصل به توضیح این امر می پردازد که یک اثر هنری مثل هر امر اجتماعی دیگر یک تولید اجتماعی است شاید اهمیت این بحث را زمانی بتوانیم بفهمیم که نظریه های رقیب آن را بدانیم از جمله اینکه 1- اثر هنری محصول نبوغ است .2- اثر هنری الهام ملکوتی و متافیزیکی است. جامعه شناسان در صددند تا یک نگاه سومی ایجاد کنند که نه اثر هنری را محصول نبوغ می داند و نه اثر هنری را الهام متافیزیکی می داند و این نگاه سوم عبارت است از اینکه روابط اجتماعی و انسانی است که باعث می شود یک اثر هنری با ویژگی های خاص خود شکل بگیرد ووقتی که وارد عوامل اجتماعی و انسانی می شوند به بررسی عوامل ساختاری اجتماعی مثل عامل جنسیت ،نابرابری های اجتماعی ساخت یافته ، روابط نا برابر قدرت بین اقوام و... که در پیدایش اثر هنری تاثیر گذار است می پردازند. وقتی از منظر جامعه شناسانه به اثر هنری می نگریم به ساخت های محلی ، ملی ، بین المللی بر می گردیم و ازراه واکاوی و شالوده شکنی این ساختارها و آثار توضیح می دهیم که این آثار بیش از اینکه محصول نبوغ باشند محصول ساختار ها هستند و بیش از اینکه اثر باشند یک تولید اجتماعی اند. اثر هنری زائیده یک مجموعه شرایط است . یکی از کاستی های جامعه شناسی هنر و ادبیات این است که با ارجاع یک اثر به زمینه اجتماعی اش نمی توان تمامیت یک اثر را توضیح داد زیرا متن ها چه ادبی چه هنری به دو دسته تقسیم می شوند : 1- متن های اصلی و ذاتی : متن هایی اند که فاصله بیشتری با بستر اجتماعی و سیاسی خودشان دارند مثلا شعر حافظ متن اصلی و ذاتی است زیرا شعر حافظ توانسته در طی 800 سال در شرایط سیاسی و اجتماعی مختلف قرائت و فهم و معنا شود اگر شعر حافظ به بستر اجتماعی خود خیلی نزدیک بود در این صورت می بایست با تحول شرایط ، عملا شعر حافظ فراموش می شد. 2- متن ها  ی فرعی : متن هایی اند که فاصله کمتری با زمینه اجتماعی خود دارند مثلا اشعار فرخی سیستانی (که بخش قابل توجهی از آن در باره سلطان محمود غزنوی است )جزء متن های فرعی است و ما آنرا نمی خوانیم زیرا خیلی به بستراجتماعی خود نزدیک است و از بستر اجتماعی و سیاسی ما دور است. مطالب روزنامه ای و مطبوعاتی نیز متن های فرعی اند و نمی توانند ماندگار شوند زیرا متن های مطبوعاتی و روزنامه ای تنها تا 24 ساعت قابل مصرف اند. آثار ماندگار جزء متن ها ی اصلی اند. اثر ماندگار به اثری گفته می شود که با عوض شدن شرایط دوام پیدا می کند . شاهکار های هنری آثاری هستند که ما ندگارمی شوند و در ورای تاریخ قرار می گیرند ،شاهکار های هنری آثاری هستند که نسبت شان با شرایط دوره ای که خلق شده اند با واسطه است . در ضمن باید توجه داشته باشیم که میزان ماندگار ی آثار هنری یکسان نیست  . یکی از مشکلات جامعه شناسی هنر این است که قادر به تبیین علی آثار هنری نیست. البته باید بین دو عنصر جامعه شناسی هنر تمایز قائل شد : 1- شرایط تولید اثر 2- شرایط قرائت و خوانش اثر . دومین مشکل جامعه شناسی هنر این است که به دلیل اینکه جامعه شناسی قادر نیست به محتوای اثر هنری توجه جدی کند در نتیجه از فهم چیزی که والتر بنیامین تحت عنوان هاله بیان می کند ناتوان است . 

تعریف هاله :هاله معنا و احساسی است که یک فیلم ، نقاشی ، شعر ، بنای تاریخی و یا یک اثر تولید می کند ولی این هاله محصول در هم آمیزی و هم افزایی مجموعه وسیعی از عوامل خلاقه اجتماعی ،اقتصادی در کنار هم است . ویژگی هالگی امری است که به کلیت اثر هنری مربوط می شود . مفهومی که نیچه به آن امضای صاحب اثر می گوید . یعنی یک هنرمند صاحب یک امضاء است که آن امضاء سبک هنر مند است و آن سبک در کلیت اثر هنری یا وضعیت هالگی اثر هنری بروز پیدا می کند. در تبیین هر اثر هنری سه رویکرد وجود دارد: 1- رویکرد فلسفی به هنر 2- رویکرد جامعه شناختی به هنر 3- رویکرد فلسفی و جامعه شناسی به هنر .

خلاصه کنفرانس فصل سوم کتاب نظریه های جامعه شناسی هنر و ادبیات تالیف دکتر اعظم راود راد

هاوزر رویکرد فلسفی به هنر را که متاثر از هگل است نقد می کند و در مقابل از نظریه رویکرد جامعه شناختی به هنر دفاع می کند . هاوزر معتقد است: هنر باید وابسته به زمان باشد به این ترتیب هنر فاقد بیان انسانی – جهانی است. هاوزر با نگاه ایده آلیست ها و رمانتیک ها مبنی بر اینکه هر اثر هنری هر چه قدر کمتر به دوره معاصرش مربوط باشد مهمتر است مخالفت می کند . هاوزر معتقد است : نظریه هنر برای هنر نتیجه شرایط اجتماعی خاص است و در غرب بعد از دوره رنسانس و تحولات تکنولوژیکی ،طبقه متوسط و هنرمند در حالت انزوا قرار گرفته بودند و این امر باعث انکار نظم اجتماعی موجود و طرح نظریه هنر برای هنر شد . جامعه شناسی که هاوزر از آن دفاع می کند از نوع توصیفی – علی است. هاوزر به این نکته اشاره می کند که محصول هنر خود بسنده مثل یک اسباب بازی بی فایده است و تنها شرایط خیلی استثنایی را قبول می کند که هنر می تواند از جامعه معاصرش مستقل باشد .

مکتب فرانکفورت : یکی از مهم ترین رویکرد هایی که در رابطه با مسائل معاصر وجود دارد مکتب فرانکفورت است. اریک فروم ، هابر ماس ، هورکهایمر ، آدرنو ، بنیامین و.. از طرفداران مکتب فرانکفورت هستند .مهم ترین ویژگی مکتب فرانکفورت این است که به نقد نظام سرمایه داری پرداخته است و کل روابط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و هنر را به مثابه اینکه ، این هنر زاده نظام سرمایه داری است به چالش کشیده است،و به نقد شالوده شکنانه تاثیرات نظام سرمایه داری ، صنعتی شدن و عوامل آن بر چگونگی شکل گیری و توسعه محصولات هنری و آثار هنری پرداخته است  . هور کهایمر و آدرنو کتابی تحت عنوان فلسفه روشنگری دارند که در این کتا ب مقاله ای به نام صنعت فرهنگ وجود دارد . صنعت فرهنگ یک مفهوم انتقادی است که توضیح می دهد فناوری ها و رسانه های جدید باعث شده اند که تولید انبوه آثار هنری بو جود بیاید در گذشته یک اثر هنری برای مخاطبان محدودی تولید می شد ولی امروزه از آن اثر هنری به کمک تکنولوژی بی نهایت می توان تولید کرد که این تولید و تکثیر اثر هنری باعث از بین رفتن هاله اثر هنر ی می شودو همه مردم با سطوح متفاوت از درک هنری و زیبا شناسانه ، وارد اجتماع هنر ی می شوند و به تدر یج مردم به عنوان مخاطبان اثرهنری ذائقه خود را بر چگونگی تولید اثر هنری تحمیل می کنند در نتیجه هنر به یک امر پست (نه متعالی ) تبدیل می شودو قوانین عرضه و تقاضا یا بازار بر فرایند تولید هنر استیلا می یابد و هنر خصلت تجاری و کالایی پیدا می کند و کالایی شدن اثر هنری باعث می شود تا آن چیزی که زیبایی و خلاقیت را در هنر تعریف می کند زیبایی هنر نباشد بلکه پول و معیارهای کمی شده خارج از هنر است که زیبایی هنر را تعیین می کند. در همین فرایند است که نظام سرمایه داری و شرکت های بزرگ اقتصادی و تجاری واردعرصه هنر می شوند و از هنر به مثابه ابزاری برای تولید ثروت استفاده می کنند و این شرکت های بزرگ تجاری هنر رانه به مثابه امر زیبا  بلکه به مثابه یک امر تجاری تلقی می کنند و شروع به ایجاد نیاز ها و تحمیل کردن نیاز های جدید می کنند تا بتوانند از طریق تحمیل و تحمیق توده ها ، پول بیشتری را بدست آورند و در این فرایند،هنر به عنوان ابزاری برای تسکین بخشیدن به آلام و درد های ناشی از نا برابری نظام سرمایه داری و یک نوع ارضاء و اشباع سطحی تبدیل می شود . از نگاه آدر نو و هور کهایمر و مارکوزه نظام سرمایه داری و تجاری شدن هنر یک فرایند استاندارد سازی د رهنر را دنبال می کند و همه آثار هنری مطابق ذائقه و سلیقه عوام تولید می شوند .آدرنو و هورکهایمر یک نگاه بدبینانه نسبت به فرهنگ و هنر عامه پسند دارند . البته در بین طرفداران مکتب فرانکفورت همه بدبین نبودند ، از همان ابتدا والتر بنیامین و یک عده خاصی مثل مارکوزه با این نگاه بدبینانه همراه نشدند . منتقدان مکتب فرانکفورت بخصوص بعد از بو جود آمدن مکتب بیرمنگام نگاه های آدرنویی را نپذیرفتند و معتقد بودند :1- اثر هنر ی تنها کارکرد منفی ندارد و توده ها از طریق این محصولات فرهنگی وارد فرهنگ می شوند .2- نگاه های آدرنو یک نگاه نخبه گرایانه است . نخبگان از طریق تحمیل معیارهای زیباشناسانه خاص خود ، روابط نا برابر قدرت را باز تولید می کنند و هنر ابزاری برای حفظ تمایز و تشخص است این امر را پیر بوردیو در کتاب خود تحت عنوان تشخص به خوبی نشان داد. این نگاه که توسعه مشارکت مردم و انبوه شدن صنعت فرهنگ باعث مبتذل شدن هنر شده درست نیست زیرا این امر باعث کاهش نابرابری ها در حوزه هنر شده است . 3- نقد سوم که بخصوص از جانب مکتب بیر منگام بر مکتب فرانکفورت وارد شده این است که مخاطبان هنر و توده های مردم تنها تحمیق نمی شوند بلکه لحظه مصرف، لحظه تولید نیز هست. توده های مردم ، وارد بازار هنر می شوند و کالای فرهنگی را انتخاب می کنند این ا نتخاب توده های مردم یک انتخاب منفعلانه نیست ، در بازار انواع کالاها وجود دارد بنابراین مصرف کننده می تواند یکی را انتخاب کند . شرکت هایی که قادر به تطبیق محصولات خود با ذائقه مردم نباشند به تدریج از بازار حذف می شوند و مصرف کنندگان از طریق انتخاب های خود بر فرایند تولید تاثیر می گذارند . بنابراین توده ها موجودات منفعلی نیستند بلکه توده ها گروههایی هستند که یکپارچه و یک دست نیستند در نتیجه این عدم یکپارچگی باعث تکثر و تنوع محصولات در بازار می شود .

جریان هنر برای هنر در سال 1980 در اروپا شکل گرفت . جریان هنر برای هنر هدفش در کل این بود که استقلال نهاد هنر را از کلیسا، دربارو.. ایجاد کند زیرا تا قبل از این جریان، هنر در اختیار دربار و کلیسا بود . سالهای 1790-1720 سال های تفکیک پذیری نهادی در جامعه است . در حوزه هنر نیز هنر مندان می خواستند استقلال نهادی پیدا کنند اگر چه شعار هنر برای هنر مبانی فلسفی خاص خود را دارد که در اندیشه های ایده آلیستی هگل جای می گیرد. معرفت از هر جنسی به مثابه یک ایده در جهان ایده ها سیر می کند و چندان ارتباطی با شرایط اقتصادی، عینی و... ندارد . مارکس ایده آلیسم هگل را نقد می کندو می گوید همه ایده ها روبنا هستند و زیر بنا اقتصاد و شرایط عینی است.

از وبلاگ خانم اعظم جلالی

 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 23:48  توسط دارکوب   | 

خلاصه کنفرانس طنز در آثار عبید زاکانی
عبید در واقع شاعر و ادیب مشهور قرن هشتم هجری است که البته شهرت عبید زاکانی در ادبیات ما به خاطر طنز هایی است که نگاشته است. شمایل طنز در ادبیات فارسی ما ، عبید زاکانی است زیرا در دوره خود صریح ترین کسی بوده است که از طنز و شوخ طبعی به عنوان یک ابزار استفاده کرده است .

تقسیم بندی شوخ طبعی از منظر دکتر علی اصغر حلبی :شوخ طبعی عبارت است از هر چیز خنده آور چنین است:
1- طنز : فاخر ترین گونه شوخ طبعی است و در واقع یک نوع باز نمایی و انعکاس حقیقت است که قصد اصلاح نابسامانی ها را در پشت پرده خنده دارد و خنده ایجاد شده جدی است.

2- هجو : در هجو قصد تخریب داریم .

3- هزل: عده ای هزل را کلمات بی ارزش می دانند .مثلا مولانا در مثنوی از هزل استفاده کرده است.

4- فکاهه : در فکاهه وهزل سخنها تنها ارزش خنداندن دارد و پیامی ندارد.

از نظر دکتر ستوده فرق طنز و هجو آن است که غالبا طنز را برای مقاصد اصلاح طلبانه اجتماعی و منتقدانه بکار می برند ولی هجو برای تخریب است و ترانه های فولکور را سرشار از طنزهای جدی و ممتاز می داند . آقای ستوده طنز را به دو نوع رسمی یا مستقیم و غیر رسمی یا غیر مستقیم تقسیم می کند و فرق این دو نوع را در این می داند که در طنز رسمی سخن گو بی واسطه با مخاطب صحبت و شوخی می کند ولی در طنز غیر رسمی سخن گو پوشیده تر با مخاطب شوخی می کند.

توضیحات استاد فاضلی در مورد طنز در آثار عبید زاکانی : عبید زاکانی بزرگترین طنز پرداز کلاسیک ماست . هر نوع شوخی را طنز نمی گویند طنز به آن نوع شوخی گفته می شود که اولا جدی است ثانیا هدف آن صرفا خنداندن و سرگرم کردن نیست بلکه طنز دارای یک ماهیت اجتماعی – سیاسی است و می خواهد از یک دو گانگی ، تزویر ، دروغ ، امر غیر اخلاقی ، نابهنجار و نابرابری پرده بر دارد . هجو نیز سخنی است برای خنداندن و خراب کردن فرد. گونه های دیگر طنز نیز وجود دارد که آقای ستوده در تقسیم بندی خود به آن اشاره نکرده اند مثل لطیفه ، لطیفه ها نیز انواعی دارند . لطیفه یک داستان کوتاه است که در آن پند و اندرز نهفته است و می تواند خنده آور نیز باشد. در واقع طنز در ادبیات فارسی ، یک نوع و گونه ادبی است که از جنس اجتماعی است یعنی کسی با زبان طنز مدیحه، وصف تاریخی و..را بیان نمی کند . طنز در حقیقت یک نوع ادبی است که کارش پرداختن به مسائل و چالش ها و ابعاد زندگی اجتماعی است که در قالب های ادبی و زبان های دیگر قابل بیان نیست. از جمله مسائلی که در قالب طنز بیان می شود می توان به مسائلی اشاره کرد که مستقیما با قدرت در تعامل اند و بیان آنها با مجازات اجتماعی همراه است.

ویژگی های طنز : 1-طنز ادبیات غیر رسمی و نمادی از فرهنگ غیر رسمی است و به همین دلیل یک نوع مقاومت در برابر ادبیات رسمی نیز است . ادبیات رسمی ، گفتمان غالب و ادبیات در بار است. ولی ادبیات غیر رسمی شاخه های مختلفی دارد مثل زبان مخفی جوانان ، مفهومی که گیدنز تحت عنوان خودمانی بودن یاد می کند .

2- طنز ماهیتا یک کنش دموکراتیک است بر خلاف گونه های ادبی دیگر که در چهارچوب ساختارهای تسلط یافته مشروعیت پیدا کرده اند .طنز بخصوص در نظام های سیاسی اقتدار گرا و کمتر دموکراتیک یک کنش کاملا دموکراتیک است. زیرا طنز جدای از آن محتوای منتقدانه ای که در آن قرار گرفته و مضامینی که مستقیما به نا برابری ها و روابط قدرت یورش می برد از یک ویژگی ممتاز برخوردار است و آن عبارت است از اینکه از لحاظ صورت یک کنش باز است که امکان ارتباط بر قرار کردن تمام افراد جامعه با آن وجود دارد . طنز از جنس خنده است ، طنز نویس موفق کسی است که طوری بنویسد که عامه مردم بفهمند و خواص بپسندند . مثلا شما برای فهم قصاید سعدی به سطحی از دانش ، بینش نیاز دارید ولی سخن طنز پردازان این طور نیست زیرا طنز پردازان طوری سخن می گویند تا تمام لایه های جامعه را در بر گیرد. ادبیات کلاسیک ما عمدتا غیر اجتماعی است و ادبیاتی نبوده که در جهت احقاق حقوق فرو دستان ،نا برابری ها و.. تلاش کند . از دوران مشروطه به بعد است که طنز پردازانی با روحیه ی عبید ظهور پیدا کرده اند.

عبید زاکانی رسالات مختلفی دارد مثل رساله دلگشا ، موش و گربه ، تالیفات ، اخلاق الاشراف. رساله اخلاق الاشراف به لحاظ جامعه شناختی مهم ترین رساله عبید است . از جمله مفاهیم کلیدی که در رساله اخلاق الاشراف وجود دارد عبارت است از تمایز بین دو مذهب مختار و منسوخ . عبید از یک تمهید ادبی تحت عنوان تمهید وارونگی استفاده می کند و مجموعه وسیعی از نا برابری ها ، تبعیض ، ظلم و ستمی که در فرهنگ ایران وجود دارد را آشکار می کند . عبید معتقد است در مذهب منسوخ ( شیوه زندگی که از بین رفته ) جوانمردی کردن ، سخن راست گفتن ، سادگی ، بی ریایی ، کمک کردن به همنوع ، عشق ورزیدن جای دارد و در مقابل در مذهب مختار (شیوه زندگی مجاز ) دروغ ، ریا و.. جای دارد و فرد با استفاده از این مذهب می تواند خود را توجیه کند.

توضیحات استاد فاضلی در مورد کتاب کیمیای سعادت غزالی
یکی از گونه های ادب فارسی ، پند نامه ها و اخلاق نامه ها است مثل کتاب کیمیای سعادت ، اخلاق ناصری ، کتاب معراج السعادت نوشته ملا احمد نراقی . معمولا کتاب های اخلاقی ، بر فرهنگ آرمانی معین ، بایدها ، شاید ها و شایستگی ها تاکید می کنند. از جمله انتقاداتی که می توان به کتاب کیمیای سعدات غزالی وارد کرد در مورد فاید ه ها و زیان های ازدواج است به اعتقاد غزالی حکمت و انگیزه اصلی تجویز ازدواج ارضای شهوت نیست بلکه شهوت وسیله و واسطه ای برای بقاء نسل و ایجاد و ازدیاد مومنان است . غزالی پنج فایده و سه زیان برای ازدواج بیان می کند .

فایده های ازدواج : 1- پیدا کردن فرزند 2- حصار کردن دین 3- دیدار زنان سبب انس و راحتی دل گردد و مجالست با ایشان باعث آسایش شود .4- زن تیمار خانه بدارد و کار رفتن و پختن را کفایت کند که اگر مرد به این کار ها مشغول شود از عبادت و دانش محروم می ماند . 5- صبر کردن بر اخلاق زنان و کفایت کردن مهمات ایشان تمرین عبادت است.

آفات ازدواج : 1- امکان نا توانی شوهر در تامین زندگی همسر خویش و کشاندن مرد به انحراف .

2- قیام کردن به حق عیال نتوان الا به خلق نیکو و برای این کار باید بر محالات صبر نمایی و تحمل سختی های ایجاد شده از طرف زن برای هر مردی امکان پذیر نیست و این باعث رنجش روح می شود.

3- دل به اندیشه و کار زنان و سر گرم شدن با زن باعث فراموشی یاد خدا می شود.

ازجمله مهم ترین انتقاداتی که می توان به این کتاب وارد کرد این است که در فواید ازدواج که غزالی بیان کرده هیچ فایده ای برای زن وجود ندارد و از نظر غزالی مرد کانون این فایده ها است. در واقع کتاب کیمیای سعادت غزالی نمونه ای از فرهنگ آرمانی- اسلامی است.

خلاصه کنفرانس عشق و از خود بیگانگی در شعر مولوی و توضیحات استاد فاضلی راجع به آن
انواع عشق از دید مولوی : 1- عشق حقیقی: که همواره به عنایت پروردگار پدید می آید . نخست او باید عنایتی کند تا در بنده عشق پیدا شود . مولوی این نوع عشق را خمیر مایه زند گی و هستی انسان می شناسد و جهان را قائم به آن می بیند. مولوی عشق خواه عشق آسمانی ، خواه عشق زمینی را اصل و اساس یگانگی می داند و آن را برتر و بالاتر از خرد می شمارد و معتقد است که خرد به چند گانگی راه می برد ولی عشق حسی نا متجانس ها را به هم پیوند می دهد و به یگانگی می رساند. 2- عشق عرفانی : عشقی است حقیقی و کامل که به هیچ موضوع معین و محدودی تعلق نمی گیرد و فقط دیدارمعشوق حقیقی را که ذات مطلق حق تعالی است می طلبد .

از نظر مولوی عشق از هیچ چیزی پروا ندارد و عاقبت اندیش نیست. و عشق و رنج جدایی نا پذیرند. عشق منجر به یگانگی و همانند سازی می شود .مولوی بر این باور است که عاشق باید در راه معشوق رنج بکشد و دیوانه شود. مولانا بر خلاف شاهنامه و آثار ادبی دیگر که به دنیای بیرون ، سیاست و ... می پردازند به احساسات درونی ما اعم از احساسات متافیزیکی ، مناسبات زمینی و.. توجه دارد. آموزه های اجتماعی شعر مولانا در سال های اخیر استخراج شده است . کتاب مثنوی مولانا 26هزار بیت و 275 حکایت دارد . کتاب آقای دکتر علی اکبر ترابی در مورد شاعری مثل مولانا پخته تر و سنجیده تر است . آقای دکتر علی اکبر ترابی معتقد است این 275 حکایت ، داستان ها و قصه هایی است که بخشی از آن جنبه تعلیمی دارد و بخشی از آن توضیحاتی در مورد انسان آرمانی است . دکتر ترابی در مورد مولانا سه نکته را استخراج می کند : 1- مولوی با وجود توانایی اش ، شعر و شاعری را هدف قرار نداده و نه تنها به شاعری و توانایی خود در این زمینه نبالیده است بلکه بر عکس در مراحلی از شعر و شاعری بیزاری نیز جسته است.

2- برای مولوی شعر ابزاری جهت آشکار کردن راز حق که ما تحت عنوان عرفان و تصوف از آن نام می بریم ، بوده است .

3- مولانا معتقد است: استعداد و عاملیت افراد نقش مهمی در زندگی افراد دارد.

معرفی چند کتاب
1- کتاب هم بالی : شیوه ای در تفکر مدیریت ایرانی نوشته غلامرضا خاکی .دکتر خاکی در این کتاب بر اساس تجزیه و تحلیل منطق الطیر عطار توضیح می دهد اگر کسی منطق الطیر عطار را فهم کند می تواند بسیاری از ویژگی هایی که یک مدیر ایرانی برای مدیریت سازمان نیاز دارد را در آن ببیند . دکتر خاکی ادیب نیست ولی معتقد است منطق الطیر عطار یک نوع بنیان تفکر در مدیریت ایرانی است .

2- کتاب جامعه شناسی در ادبیات فارسی نوشته علی اکبر ترابی .دکتر ترابی در این کتاب نمونه های مهمی از ادب فارسی را معرفی می کند مثلا آقای دکتر ترابی در مورد طرز تلقی نظامی از شعر و شاعری در این کتاب مفصل توضیح می دهد . آقای دکتر ترابی معتقد است : شعر یعنی دروغ گویی . شاعر و نویسنده خوب کسی است که بتواندالف- استحکام پادشاه و خواست های شاه را باز نما کند ب- امر خرد را بزرگ و امر بزرگ را خرد جلوه دهد .این کتاب تا حدودی ارزش های منتقدانه نسبت به ادبیات فارسی دارد و آقای ترابی معتقد است: شرایط سیاسی ، اجتماعی و وضع اقتصادی در شعر تاثیر گذار است.

از وبلاگ خانم جلالی
پی نوشت: باید هرچه زودتر عکسها را آماده کنیم اما من اصلا امادگی ندارم  لطفا به من در تهیه عکسهایی در دیوار نگاره ها کمک شود



 
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:41  توسط دارکوب   | 

نمایشنامه مرگ فروشنده نوشته آرتور میلر در سال 1949 جایزه پولیتزر را از آن خود کرد.

این نمایشنامه که در ایران به چاپ چهارم رسیده است داستان زندگی مردی است که در دنیای خودش زندگی میکند

و نمیتواند با دنیای جدید و به اصطلاح مدرن جامعه آمریکا ارتباط برقرار کند. او مدام به گذشته پناه میبرد

و چرایی ناکامی زندگی خود و دو پسرش را در گذشته میجوید. ویلی لومان فروشنده شکست خورده نمایشنامه

در تضاد و تناقض بسیار به سرذ میبرد میان آرزوهای او و واقعیت فاصله بسیار است .او می پندارد

که پسرانش افراد موفقی هستند در حالی که بیف پسر بزرگ او شغلی ندارد و در مقابل ناکامی هایش

دست به دزدی میزند. گرچه احتیاجی به اشیایی که میدزدد ندارد و این کار تنها واکنشیست به سر خوردگیهایش.

هپی پسر کوچکتر ویلی لومان وضع بهتری از بیف دارد اما او هم آدمی بلند پرواز است و از زندگیش راضی نیست و سرخوردگی هایش را با وقت گذرانی با نامزدهای همکارانش سپری میکند.. در این نمایشنامه لیندا زن ویلی لومان تنها عضو خانواده است که از واقعیت فاصله نگرفته و به رویا پناه نمیبرد.. او همیشه به شوهر و

فرزندانش امید میبخشد و زندگیش را با نگرانی دایم برای شوهرش سپری میکند.زندگی زناشویی آنها

چندان تعریفی ندارد گرچه لیندا چندان شکایتی ندارد.ویلی لومان که یک فروشنده دوره گرد است در یکی از سفرهایش با زنی آشنا میشود و به لیندا خیانت میکند.ویلی جورابی را که قرار بود به لیندا بدهد به آن زن هدیه میکند در حالی که لیندا مدام مشغول وصله کردن جورابهای کهنه اش هست. به نظر میرسد جوراب در اینجا نماد روابط زناشویی باشد و وصله کردن جوراب توسط لیندا حاکی از آن است که او و ویلی روابط زناشویی موفقی ندارند.بیف که به طور اتفاقی به دیدن پدرش میرود از حضور آن زن با خبر میشود و ضربه سختی میخورد او

که جوانی هجده ساله است با ناراحتی به پدرش میگوید چرا جورابهای مامانو به اون زن دادی؟و البته در نمایشنامه تمام این حوادث در رویای ویلی و در پناه بردن مدام او به گذشته اتفاق می افتد. ویلی با پناه بردن به

خاطرات گذشته به سرزنش دایم خود میپردازد .(اگر بیف منو با اون زن ندیده بود شاید حالا این وضعو نداشت)

او با سرزنش دایم خود روح ناکام و سرخورده خویش را که مجالی برای آرامش در دنیای مدرن آمریکا نمیابد

آشفته تر مینماید به طوریکه گاه آنچنان به گذشته پناه میبرد و در خاطرات خود غرق میشود که متوجه افراد دور و بر خود نمیشود. در این میان لیندا تنها کسی است که دوست دارد هر طور شده به شوهر خود کمک کند اما فرزندان ویلی خود با ناکامی ها و سر خوردگی هایشان درگیرندو بنابراین مجالی برای کمک به پدرشان را نمی یابند.آرتور میلر در شاهکار خویش تصویر فروشنده دوره گردی را برای مخاطبانش به تصویر کشیده است که در دورانی به جامعه آمریکا قدم نهاده که هنوز اینچنین وسعت و گستردگی نداشته و تمامی شهر ها و ایالات آن را

ساختمانهای بلند فرا نگرفته بود. خانه ویلی لومان خانه ای کوچک است که باغچه ای داشته و امید و دلخوشی ویلی در کاشتن سبزیجات در باغچه اش و تنفس در هوایی آزاد و خیره شدن به ماه و ستارگان در شب است اما اکنون اطراف خانه او را ساختمانهای بلندی فرا گرفته است دیگر او نمی تواند در باغچه اش چیزی بکارد زیرا

ساختمانهای بلند اطراف نمیگذارند که آفتاب به باغچه بتابد و دیگر حتی ماه و ستارگان را نیز به آسانی نمیتوان دید.ویلی لومان نمیتواند این دنیای مدرن آمریکا را درک کند.او نمیداند که در دنیای جدید دیگر جایی برای کاشتن سبزیجات نیست. او و شغلی که دارد در دنیای جدید دیگر جایی ندارد. اصلا خود او دیگر جایی دارد او تنها وقتی مطرح است که برای جامعه آمریکا سودی داشته باشدبرای کار فرمایش ضبط صوت تازه ای که خریده است از سرنوشت او بسیار جالب تر است اما حالا که دیگر توانایی کار کردن ندارد از کار بی کار میشود و در این دنیای جدید کسی به او اهمیتی نمیدهدویلی شخصی متعلق به دنیای سنتی گذشته است که باید کنار گذاشته شود..آرتور میلر در این اثر به خوبی توانسته است رنجهای انسانی که بوسیله دنیای مدرن زخمهای بسیاری خورده است را نشان دهد. اما ویلی لومان به راحتی از مبارزه دست نمیکشد او تصمیم به خودکشی میگیرد تا پس از مرگش افراد خانواده او با پول بیمه او زندگی راحتی داشته باشند. پس از خودکشی او لیندا که بالای سر او ایستاده است گریه کنان میگوید(چرا اینکارو کردی ویلی؟چرا؟؟ما دیگه آزاد شده بودیم تمام قسطهای خونه رو پرداخت کرده بودیم دیگه آزاد بودیم)و به این ترتیب حرفی که میلر قصد دارد به مخاطب بگوید در این جملات آشکار میشود در جامعه مصرفی آمریکا انسانها آزاد نیستند آنها اسیر مصرف گرایی شده اند.میلر جامعه ای را به تصویر میکشد که در آن روح مردمانش در میان کار و زندگی مصرفی کشته میشود آنها حتی دیگر باغچه ای ندارند تابا کاشتن جند دانه سبزی در آن آرامشی یابند.وبه گونه ای میلر اشاره به نابدی طبیعت در قبال جامعه مدرن دنیز دارد.نکته دیگری که قابل ذکر است این است که به نظر میرسد خودکشی لومان نیز به گونه ای مبارزه در برابر جامعه مدرنی است که نمیتواند آن را بپذیرد او قبل از خودکشی در باغچه شروع به کاشتن سبزیجات میکند ما در او نشانی از ناامیدی نمیبینیم تنها پریشانی ست که لحظه به لحظه شدت میگیرد تضاد میان آنچه او میخواهد و آنچه در گذشته بوده و زندگی او در گذشته آبا آنچه امروز هست .بسیار زیاد هست. خودکشی او از آن نوع نیست که دورکهیم میگوید اتفاقا او خودکشی میکند زیرا تعلق خاطر بسیاری به فرزندانش و همسرش دارد و میخواهد به وسیله خودکشی زندگی بهتری برای آنان فراهم کند.ویلی لومان گرچه اشتباهاتی در زندگی گذشته اش مرتکب شده اما به سرنوشت خانواده خود علاقمند است. او با رجوع به گذشته میخواهد راهی بیابد تا روزهای خوش گذشته زنده شوند تا او خانواده اش دوباره همان جمع شاد و موفق را داشته باشند.او در رویایش می اندیشد کاش مانند برادرش به آلاسکا رفته بود او مدام به دنبال فرار از حال فرار از واقعیت و شاید فرار از زندگی مدرنی است نمیتواند آن را درک کند.در دیالوگهای نمایشنامه تضادها به خوبی به تصویر کشیده شده اند. نمایشنامه دارادی دیالوگهای قوی است این نمایشنامه برای اولین بار در سالنهای تیاتر برادوی به اجرا در آمدو در زمره 50 نمایش برجسته درآمد. این نمایشنامه ده سال ذهن میلر را به خود مشغول ساخته بود.نمایشنامه های دیگر او عبارتند از:تمام پسران من.شکست پذیر.خاطره یی از دوشنبه.نگاهی از پل.بعد ارز سقوط.حادثه درویشی.قیمت. او دو بار برنده ی جایزه ی منتقدان نیویورک شد
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 21:23  توسط دارکوب   |