این جلسه
استاد فاضلی در مورد کتابی با عنوان نمودهای فرهنگی و اجتماعی در ادبیات فارسی
نوشته دکتر محمود روح الامینی صحبت کردند که از بهترین نمیونه های موجود اجتماعیات
در ادبیات فارسی محسوب میشود.
اجتماعیات
در ادبیات فارسی در سال 1350 توسط غلامحسین صدیقی وضع شد او اولین ایرانی بود که
کرسی جامعه شناسی در ادبیات را در دانشگاه وضع کرد و پیوندی میان جامعه شناسی و
ادبیات به وجود آورد
او یک
ناسیونالیسم بود وتعصب ملی نسبت به ادبیات فارسی داشتمعتقد بود که متون کلاسیک
ادبیات را باید
به
دانشجویان آموخت و همچنین ایرانیان در طول تاریخ از راه شعر می اندیشیدند بنابراین
ما میتوانیم
از راه
باز خوانی ادبیات فارسی به نوعی تاریخ ایرانیان رات کشف کنیم و جامعه ایران میراث
مکتوب چند هزار ساله دارد و کشوری نیست که تمدنش از بین رفته باشد. گفتمان
اجتماعیات در ادبیات فارسی با این نظریه بازخوانی متون کلاسیک فارسی شروع شد.اما
بوسیله جامعه شناسان مورد توجه قرار نگرفت زیرا علوم اجتماعی به مطالعه واقعیت می
پردازد نه تاریخ.و همچنین روشهای تحقیق علوم اجتماعی در ان زمان روشهای پیمایشی
بودند نه متنی.و روشهای تحلیل متن هنوز در علوم اجتماعی ما شکل نگرفته بود.و ذلیل
سوم آن هم این بود که پزوهشهای علوم اجتماعی در ایران از منطق اقتصادی تبعیت
میکنند.و به پزوهشهایی علاقه نشان داده میشود که اسپانسر داشته باشند.و البته دلیل
اخر هم اینست که تجزیه و تحلیل متون ادبی از نگاه جامعه شناسانه نیاز به آموزشهای
خاصی داشت که در آن زمان وجود نداشت.
متنهای
ادبیات کلاسیک به ما بینش تطبیقی میدهند.میتوانیم وضع جامعه دیروز را با فردا
مقایسه کنیم. کارکرد دیگر متون ادبی کلاسیک در علوم اجتماعی :دست یافتن به یک بینش
یا نگرش بومی در فهم جامعه فرهنگ و تحولات ایران است.کارکرد دیگر:ادبیات کلاسیک نه
تنها این بینش ها را فراهم میکند بلکه به منزله مواد و داده های خام برای مطالعه
فرهنگ است.

