تبليغاتX
باغ مخفی

باغ مخفی

بارانی باید تا سرود دلتنگی پاک شود آی باران........

 

امروز میلاد توست
یک عظمت شیرین به تعبیر من
همه ماها وقتی به دنیا آمدیم دلتنگی کردیم
شاید چون به دنیا آمدن یه چیز دردناک باشه برای ما.
شاید اصلا به دنیا امدن برای اون نوزاد کوچولو اصلاجالب نیست داریم میاریمش به دنیای
بزن و در رو.به دنیای دوستان چند ساله و دشمنان یک شبه..به دنیای کینه
و نفرت و
دلتنگیهای شبانه
اما از انجایی که فکر میکنم توی هر سیاهی ما میتونیم نور باشیم
معتقدم هر تولد تازه نوید یه امید دوباره است از سوی خالقی که گاهی هست.چون گاهیم انگار نیست
وقتی تو به دنیا امدی خیلی ها خوشحال شدن.امیدوارم وقتی از دنیا میری تو خودت خوشحال باشی و ارام
برات باران آرام شادی بخش آرزو دارم و غروب سرخ عاشق که پا برجا از پس ابرهای تیره
قد علم میکند
و سکوت ساده معصوم که روحش را به یاوه های نامردمان نمیفروشد
و مشتی تکرار زیبای روزمرگی هایی که گاه یادمان میاورند چیزهای ساده کوچک را
و اتفاقات کوچک
که باعث میشوند لبخند بزنیم و یا حتی از ته دل بخندیم
و اراده شکست ناپذیری که
تلخی را اب کند و به جویهای کنار خیابان بسپارد
راستی چه اهمیت دارد گاه اگر میرویند قارچهای غربت
و امید دارم به انکه  بودنت
باغبانی باشد برای علفهای هرز باغها..تمام باغهای مخفی
و تمام باغهایی که دارند میپسند
باغهایی که توی دلهای ما پنهان
شدن و موذیانه گاهی خودنمایی میکنن و ما از یاد بردیمشون
و در آخر اینکه
ای علی .علی کوچیکه.خواب یه ماهی ندیدی؟
یه ماهی که به خوابت اومده باشه و بخواد از این چهار دیواری تنگ
از این دنیایی که هر وقت خدا تو کوچه هاش پا میذاری یه دسه خاله خانباجی از عقب سرش
یه دسه قداره کش از جلوش میاد
به خوابت که اومد باهاش برو
منتظر هیچکسم نباش
باهاش برو به ابیای پاک و صاف آیمون
حرفهای دیگرونم اصلا گولت نزنه
میدونی ماهی فقط یه بار ممکنه بیاد
از این دنیای دلمرده باید رفت
اما تا ان روز
دلتنگیهایت رهسپار باران وچشمانت میهمان طلوع ها و غروبهای پاک
بی مردمان پرمدعی
بی صدای شعارهای توخالی
ساکت و ارام اما ابستن طوفان

ژی نوشت:عکس فقط بیان احساس است و متعلق به شخص خاصی نیست

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 16:49  توسط دارکوب   |