تبليغاتX
باغ مخفی

باغ مخفی

بارانی باید تا سرود دلتنگی پاک شود آی باران........

برای کلاغ سیاه قصه های دور.........برای باغبان گلهای فراموشی..برای مسافر کوچک و گلش..........از طرف یه دار کوب کوچولو

آهای کلاغ سیاه قصه های دور با کدام شاخه به خانه می رسی
از قصه های نگفته ات چه در چنته داری
اهای بیا فریادی بزن میان سکوت های سرد ما جایت خالیست
هی کلاغ عزیز در این باغ خشک با باغبانان گم شده اش بیا فریادی بزن جایت خالیست جوانه ها هنوز جروت روئیدن دارند اخر
هی فریاد بزن به خالی درون ما بخند
هی قار قار اشکهایتان پوشالیست
هی قار قار لبخند هاتان مصنوعیست
هی قار قار و عشق هاتان رنگی از سیاهی دارد و به قدر طعم یک بوسه هرزه نیز نمی ارزد
وقهوه خوش طعم تر است انگار
آهای کلاغ سیاه قصه های دور از دلتنگی گذشته چیزی به جا مانده اگر هست
ترانه اش کن با باران
همنوا با قناری کوچک دربند بخوان
هی کلاغ سیاه قصه های دور راستی یادت هست آن دخترک
بادستان سیاهش همرنگ پرهایت که درجیب پیرهنش همیشه چیزی پنهان بود
چشمانش نم داردانگار راه قصه اش را بلد نیست
آهای کلاغ سیاه قصه های دور نزدیک ترک بیا
حرفی دارم به من بگو ایا در راه قاصدک ها هنوز خبر هاشان حرف خداحافظیست
ایا ماهتاب هنوز روبنده ابر سیاه دارد
کولی شب هنوز ایا انقدر بد دل است؟
آهای کلاغ سیاه قصه های دور نگاه کن باران میبارد
این همه برای دلتنگی ات کافی نیست
اهای کلاغ سیاه قصه های دور به خانه که رسیدی یادت باشد ری را همچنان چشم در راه است...............

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 16:46  توسط دارکوب   |